عشق من وتو
دلم مي سوزد از باغي که مي سوزد
نه ديداري نه بيداري
نه دستي از سر ياري
مرا آشفته مي دارد چنين آشفته بازاري
دلم برات تنگه عزيز يادي نمي كني ز من
دارم ديوونه ميشمو نمي بيني نياز من
مي خوام ببينمت ولي فاصله از من تا خداست
خودم هزارو يك طرف همه حواسم به شماست
وقتي نميبينم تورو چشمامو واسه كي بخوام
نفس برام سمي ميشه هوارو واسه كي بخوام
انگار نه انگار كه دلي براي بودن تو بود
رفتي و بين آدما شدم يكي بودو نبود