تبليغاتX
عشق من وتو


عشق من وتو





درد و دل


آثار بجا يك عاشق


نويسنده


دوستان


موضوعات :


آمار وبلاگ :

طراح قالب:


لوگوي دوستان


كد جاوا :

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

            


نويسنده: مجتبی مورخ: پنجشنبه هفدهم فروردین 1385 در ساعت: 21:10
|+|

دوباره دل هوس با تو بودن کرده

نگو این دل دوری عشقتو باور کرده

دل من خسته از این دست به دعاها بردن

همه ی آزوهام با رفتن تو مردن

حالا من یه آرزو دارم تو سینه

که دوباره چشم من تورو ببینه

واسه پیدا کردنت تن به دل صحرا میدم

آخه تو رنگ چشمهات هیبت دنیا رو دیدم

توی هفت آسمون تو تک ستاره ی منی

به خدا ناز دو چشمهاتو به دنیا نمیدم


نويسنده: مجتبی مورخ: پنجشنبه هفدهم فروردین 1385 در ساعت: 21:7
|+|

ستايش
 

من همیشه ترا ستایش می کنم 

 

من همیشه بهار را در چشمان تو می بینم

 

من همیشه از دوریت رنج می برم

 

من همیشه محو تما شا ی نگا هت  هستم

 

من همیشه مشتاق شنیدن صدایت هستم

 

من همیشه همجا فقط ترا می بینم

 

من همیشه در التهاب دیدارت می سوزم

 

من همیشه برایت بهترین ترانه ها را می سرایم

 

  اگه تو دنیا  قرار بود جای چیزی باشم

             دوست داشتم اشک تو باشم

               که توی چشمات متولد شم

                    رو پلکات جون بگیرم     

                        رو لبهاتم بمیرم  


نويسنده: مجتبی مورخ: پنجشنبه هفدهم فروردین 1385 در ساعت: 20:48
|+|

آخرشی
همه میدونن
همه میدونن

که چشات که چشات آخرشه

همه میدونن
همه میدونن


که چشات که چشات آخرشه



دور چشمات هزار تا پشت مهرشه
دور چشمات هزار تا پشت مهرشه

عمریه خرابتم
خراب اون نگاهتم
تو تهی مرامی و
اسیر اون مرام تم

همه میدونن
همه میدونن
که چشات که چشات آخرشه



تو دلبری آخرشی
چشات یه دنیا رازه
باسه من در بدره
نگاهت یه چاره سازه
وقتی نگاهت میکونم آب میشه دل تو سینه
آخه دلم عاشقته
بخوای نخوای همینه
با من بمون با من بمون
که این دل عاشقی شده باورش
با من بمون با من بمون
که من یه کم دیوونتم تا آخرش

آخرشی آخرشی
تو که یه مرامشی
بگو که تا آخر خط بهامی
آخرشی آخرشی
تو که یه مرامشی
بگو که تا آخر خط بهامی

همه میدونن همه میدونن همه میدونن........
که چشات که چشات آخرشه
همه میدونن همه میدونن
که چشات که چشات آخرشه



 


نويسنده: مجتبی مورخ: چهارشنبه نهم فروردین 1385 در ساعت: 22:5
|+|

درد دل
امشب برای اولین بار میخواهم درد دل کنم.

چی بگم از روزگار که با ما نمی سازه امیدوارم باشما بسازه الاهی.

یکمی بیشتر توضیح میدهم اگر میخواهید ازدواج کنید با خانوادهی وصلت کنید که بتونید

نامزدتان را که هر وقط میخواهید ببینید.

امروز انقدر پشت تلفون صحبت کردیم که ژارژ گوشی تمام شد.

 


نويسنده: مجتبی مورخ: چهارشنبه نهم فروردین 1385 در ساعت: 21:34
|+|

دوست دارم یه عالمه
دیگه تو چشمای من چیزی نمونده از نگات
نیستی تو این خونه نمی پیچه زنگ صدات
نفسم کم می یارم اسم تو تو لحضحات
حتی تو ذهنه من خالی یه جای خنده هات
دوست دارم یه عالمه
هرچی بگم بازم کمه

صدای خنده های تو برای من یه مرحمه
دوست دارم یه عالمه
دلم واسه تو می زنه

صدای دل نیشینه تو سکوت غم رو می شکنه

 دوست دارم یه عالمه
هرچی بگم بازم کمه

صدای خنده های تو برای من یه مرحمه
دوست دارم یه عالمه
دلم واسه تو می زنه

صدای دل نیشینه تو سکوت غم رو می شکنه
حالا از نبودنت چشمایی باغچه تر شده
رفتی یو این دله من انگاری در به در شده
بعد تو قناری هم بغض کرده کوشه قفص
اونم از رفتن تو انگاری با خبر شده
دوست دارم یه عالمه
هرچی بگم ازم کمه

صدای خنده های تو برای من یه مرحمه
دوست داره یه عالمه
دلم واسه تو می زنه

صدای دل نیشینه تو سکوت غم رو می شکنه

 دوست دارم یه عالمه
هرچی بگم بازم کمه

 


نويسنده: مجتبی مورخ: چهارشنبه نهم فروردین 1385 در ساعت: 21:11
|+|

توامشب گل نازی
توامشب گل نازی مثل غنچه بازی
برام لحظه به لحظه تو یک خاطره سازی
نازینترین دختری امشب از همیشه زیباتری امشب
رویایی ترین چشماروداری ازهرچی گل بهتری امشب
چشماموبروی هم میبندم به یک خواب طلا دل می بندم
یک لحظه میون خواب ورویا عاشق میشم مومیگم میخندم
توامشب گل نازی مثل غنچه بازی
برام لحظه به لحظه تو یک خاطره سازی
تو پیوندگل هایی مثل غنچه بازی
برام لحظه به لحظه تویک خاطره سازی
توپیوندگل هایی تولبخند گل هایی
تویی معرکه عشق پرازمهرووفایی
همه جابهاره گل سبزه زاره شب بی بودن شب انتظاره
این گل روی تو عطرگیسوی تو
بیا گل بریزم به سروروی تو
شب بی توبودن وای که سحرنمیشه
با یه دونه پرستو کوچ سفرنمیشه
توروبه جون چشمات نظربه زیرپادکن
شب به این قشنگی بی توبسرنمیشه شب شب ما نمیشه
توامشب گل نازی مثل غنچه بازی
برام لحظه به لحظه تو یک خاطره سازی
توپیوندگل هایی تولبخند گل هایی
تویی معرکه عشق پرازمهرووفایی




نويسنده: مجتبی مورخ: چهارشنبه نهم فروردین 1385 در ساعت: 20:55
|+|

من یک ویروسم.

یک شوخی بود.

 


نويسنده: مجتبی مورخ: چهارشنبه نهم فروردین 1385 در ساعت: 19:55
|+|

بی تو هرگز با تو عمری
بی تو هرگز نمی خوام به آرزوهام برسم
با تو عمری میتونم به هرچی میخوام میرسم


با تو جون میگیرم روی چشمام جاته
همه عشقه من رو دو تا چشمات جاشه

بی تو هرگز با تو عمری



راضی نشو به بودنم بدون که عاشقت منم بی تو میمیرم
ترکی

راضی نشو به بودنم بدون که عاشقت منم بی تو میمیرم


نمیدونی چی میکشم لز دست تو توی همه دقایقم
ببین هنوز به عشق تو عاشقمو همون آدم صادقم



بی تو هرگز با تو عمری

بی تو هرگز با تو عمری

بی تو هرگز با تو عمری

  LOVE  YOU        
          
     
                        



 


نويسنده: مجتبی مورخ: یکشنبه ششم فروردین 1385 در ساعت: 23:10
|+|

سفارشی
عشقی تو نبضم میزنی،مثل نفس یه خواهشی
تو خواسته ی قلب منی ، دوست دااااارم، سفارشی!

سفارشی عاشقتم(سفارشی) سفارشی خاطرخواتم
سفارشی حتی تو خواب (آآآآ) مثل سایه باهاتم (او یه)
سفارشی به خاطرت(سفارشی)بدیامو خوب میکنم
میشم یه بیقرار تو (آآآآ) ،دلو آشوب میکنم

سفارشی اگه بگی،جنگل و دریا میکنم
از دل کوه یه پنجره به آسمون وا می کنم
سفارشی هر جا باشی یاد تو مثل بارونه
دوست دارم سفارشی،خاطره هات فراوونه
دوست دارم سفارشی،خاطره هات فراوونه

سفارشی عاشقتم(اویه) سفارشی خاطرخواتم(سفارشی)
سفارشی حتی تو خواب ، مثل سایه باهاتم
سفارشی به خاطرت،بدیامو خوب میکنم
میشم یه بیقرار تو (آآآآ) ،دلو آشوب میکنم

عشقی تو نبضم میزنی،مثل نفس یه خواهشی
تو خواسته ی قلب منی ، دوست دااااارم، سفارشی!

سفارشی عاشقتم،سفارشی خاطرخواتم
سفارشی حتی تو خواب (آآآآ) مثل سایه باهاتم (او یه)
سفارشی به خاطرت،بدیامو خوب میکنم
میشم یه بیقرار تو (آآآآ) ،دلو آشوب میکنم


نويسنده: مجتبی مورخ: یکشنبه ششم فروردین 1385 در ساعت: 23:0
|+|

يادم مياد
امروز درست يک ساله و ده ماهه و دو روزه که نديدمت
به حرفي مونده تو دلم دلم ميخواد بگم بهت
که دوست دارم بهت بگم دوستت دارم
دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم
وقتي نگات يادم مياد
قشنگيات يادم مياد
يادم مياد گفتي بهم دلم ميگه شايد ديگه نبينمت
تا که منم بگم بهت امروز درست يک ساله و ده ماهه و دو روزه که نديدمت
تو قول دادي ديگه نياي تو خوابم
جا نذاري عکستو تو کتابم
من اما تو بيداري هم هر روز ميبينم خوابتو
هر روز تو اين يک ساله و ده ماهه و دو روزه که...

 


 


نويسنده: مجتبی مورخ: یکشنبه ششم فروردین 1385 در ساعت: 22:47
|+|

دنیا دیگه مث تو نداره
چشمامو رو هم میذارم و تورو بیادم میارم
دوباره دست تکون میدن اونا
تورو به هم نشون میدن اونا
کم میارم آخه تورو
تورو بیادم میارمو
دنیا دیگه مث تو نداره
نداره نه می تونه بیاره

دلا همه بیقراره عشقن
اما عشقه که واسه بی قراره
هیشکی مثل تو نمیتونه
نمیتونه قلبمو بخونه

بگو بگو کدوم خیابونه
که منو به تو میتونه برسونه؟
نه...
نداره دنیا مثل تو... مثل تو...
نداره دنیا مثل تو... مثل تو
...
دنیا دیگه مث تو نداره
نداره نه می تونه بیاره

دلا همه بیقراره عشقن
اما عشقه که واسه بی قراره

تقدیم به نامزد عزیزم می می جان

    

hhh


 



نويسنده: مجتبی مورخ: یکشنبه ششم فروردین 1385 در ساعت: 22:42
|+|

لکنت
اگه یه وقت بغض می کنم
یا که تبسم می کنم
می خوام بگم عاشقتم
دست و پام و گم می کنم

می خوام بگم جون منی
آتیش به جونم می گیره
می خوام بگم دوست دارم
اما زبونم می گیره

م_ من اگه نو نو رو دو دوباره نه نه نه نه نه نبینمت
می می میرم

م_ من اگه نو نو رو دو دوباره نه نه نه نه نه نبینمت
می می میرم

وقتی حرفام و می خوردم
داشتم از عشفت می مردم
وقتی لبهام و می دوختم
داشتم از عشقت میسوختم

م_ من اگه نو نو رو دو دوباره نه نه نه نه نه نبینمت
می می میرم

م_ من اگه نو نو رو دو دوباره نه نه نه نه نه نبینمت
می می میرم
وقتی بودم سرد و ساکت
داشت دلم می شد هلاکت
فکر میکردم تو تویی جفتم
سوختم و آبتو نگفتم
خواستم از چشمات نیفتم
خواستم از چشمات

م_ من اگه نو نو رو دو دوباره نه نه نه نه نه نبینمت
می می میرم

م_ من اگه نو نو رو دو دوباره نه نه نه نه نه نبینمت
می می میرم

م_ من اگه نو نو رو دو دوباره نه نه نه نه نه نبینمت
می می میرم



 


نويسنده: مجتبی مورخ: یکشنبه ششم فروردین 1385 در ساعت: 22:33
|+|

عیدت مبارک عزیزم
عیدت مبارک عزیزم.


نويسنده: مجتبی مورخ: یکشنبه ششم فروردین 1385 در ساعت: 22:26
|+|

کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
www.j28.biz & www.TakTemp.com & www.j28.ir

http://mohandes-computer

Military Time
12 Hour Time