تبليغاتX
عشق من وتو


عشق من وتو





درد و دل


آثار بجا يك عاشق


نويسنده


دوستان


موضوعات :


آمار وبلاگ :

طراح قالب:


لوگوي دوستان


كد جاوا :

امپراطوراهنین
امروزواسطون کلیپ اغازین سریال زیباودیدنی امپراطوراهنین رواماده کردم.

http://www.fileserver.cc/j493dfgdcpws.html دانلود


نويسنده: مجتبی مورخ: پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388 در ساعت: 20:30
|+|

فدای تو

اگه  توی غربتم فدای تو

اگه اونجا بی كسم فدای تو

 اگه طاقتم تمومه و دیگه

ندارم امید به تو فدای تو

 سالهایی كه بی تو رفت فدای تو

 دلی كه دیگه شكست فدای تو

 اگه حتی نمیدونی چی گذشت فدای تو

 باورت نمیشه دیگه چیزی هست فدای تو

 ارزوهای محال فدای تو

 شبا روزا انتظار فدای تو

 تو كه نیسی دیكه معنا نداره

 غرور شكسته ام فدای تو

 چشمای گریون من فدای تو

 حسرت هر روز من فدای تو

 اگه خواستم مال من باشی نشد

 قولهای دروغ تو فدای تو

 عشق فصل پاییزی فدای تو

 لحظه ی خدافظی فدای تو

 خنده ای كه دیكه رو لب نمیاد

 خاطرات دیروزی فدای تو

 گفتی به قد مجنون عاشقی

 اگه حتی نبودی فدای تو

حرفای قشنگی كه تو میزدی

 قولهای رنك دروغ فدای تو

 من كه برات غیر تسلیم نبودم

 لحظه ی دیوونگیم فدای تو

 اگه بهترین روزامو كشتیو

 نمیشه از نو بیان فدای تو

 تو مقصرنبودی من نمیگم

 اگه سرنوشت نذاشت فدای تو

 اگه چشم من به انتظار دیدنت

 قطره قطره اشك چكید فدای تو

 شبای تاریك و سرد فدای تو

 لحظه های پر از درد فدای تو

 اگه ارزو شده برای من

 روزای بدون مرك فدای تو

 رویایی بدون مرز فدای تو

 شب و روز بی هم نفس فدای تو

 وقتی حتی تو صدام نمیكنی

عشق تو حتی یه فرض فدای تو

 


نويسنده: مجتبی مورخ: شنبه پنجم اردیبهشت 1388 در ساعت: 18:23
|+|

عشق چیست

...عشق...

ز استاد ديني پرسيدند عشق چيست؟ گفت:حرام است. از استاد هندسه پرسيدند

 عشق چيست؟ گفت:نقطه اي که حول نقطه ي قلب جوان ميگردد. از استاد تاريخ

 پرسيدن عشق چيست؟ گفت:سقوط سلسله ي قلب جوان. از استاد زبان پرسيدند

 عشق چيست؟ گفت:همپاي love است . از استاد ادبيات پرسيدند عشق چيست؟

 گفت : محبت الهيات است . از استاد علوم پرسيدند عشق چيست؟ گفت : عشق

تنها عنصري هست که بدون اکسيژن مي سوزد. از استاد رياضي پرسيدند عشق

چيست؟ گفت : عشق تنها عددي هست که پایان ندارد


نويسنده: مجتبی مورخ: پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388 در ساعت: 20:39
|+|

دوستت دارم

پشت پلکام عکس عشق تو رو من نقاشی کردم تا بهت بگم چقدر دوستت دارم 

 عکس عشقت از سحر تا وقت خواب همراه منه تا بهت بگم چقدر دوستت دارم


عکس عشقت وقت خوابم همش همراه منه تا بهت بگم چقدر دوستت دارم


خنده هایی که در چهره منه خنده عشق تو مهربون تا بهت بگم چقدر دوستت دارم


توی وقت تنهایی وقتی که یاد تو می افتم همه چی یادم میره تا بهت بگم چقدر دوستت دارم


                      همه عمرم و زندگیمو تقدیمت میکنم تا بهت بگم چقدر دوستت دارم


نويسنده: مجتبی مورخ: پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388 در ساعت: 19:59
|+|


نويسنده: مجتبی مورخ: سه شنبه یکم اردیبهشت 1388 در ساعت: 12:56
|+|

ترجمه اهنگ فیلم کره ای پسران بهترازگل به اسم خوش شانس
خوش شانس

هر وقت خسته ام  توي زندگيم خوش شانسم
تو مثل يك رويا كنارم مياي
هر وقت غمگينم توي زندگيم خوش شانسم
هميشه به گرمي منو دربرميگري
هميشه اينطور لبخند ميزنم
مهم نيست توي اين دنيا چقدر رنج هست
هيچ وقت نميزارم اشك منو ببيني
حتي اگر احساس درونم رو درك نكني
حتي اگر دوري
بازم بخاطر لبخندت خوشحالم
فقط يك قدم به من نزديكتر شو


دانلود آهنگ زیبای خوش شانس Lucky

 



نويسنده: مجتبی مورخ: سه شنبه یکم اردیبهشت 1388 در ساعت: 12:33
|+|

دیونگی
اگه کسي رو دوست  داشته باشي نميتوني تو  چشماش  نگاه  کني.

 نميتوني دوريش رو  تحمل کني. نميتوني بهش بگي چقدر  بهش نياز

 داري.نميتوني بهش بگي چقدر دوسش داري.... واسه همينه که عاشقا ديوونه ميشن



نويسنده: مجتبی مورخ: سه شنبه یکم اردیبهشت 1388 در ساعت: 12:6
|+|

به تو مي اند يشم
به تو مي اند يشم
يك روز آمدي و گفتي : دوستت دارم

فرداش آمدي و گفتي : دوست دارم براي هميشه

مرا در سينه نامي نقش بسته که نوشته : به تو مي انديشم

پس ... دوستت دارم و ... براي هميشه .... به تو مي انديشم .

 


نويسنده: مجتبی مورخ: یکشنبه سی ام فروردین 1388 در ساعت: 21:22
|+|

بازگشت
باسلام به همه دوستان پس ازبازگشت پرنسس جامیونگ  من هم بعدازدوسال وهفت ماه برگشتم .


نويسنده: مجتبی مورخ: شنبه بیست و نهم فروردین 1388 در ساعت: 12:16
|+|

خداحافظ

 


نويسنده: مجتبی مورخ: یکشنبه هجدهم تیر 1385 در ساعت: 11:53
|+|

 



نويسنده: مجتبی مورخ: یکشنبه هجدهم تیر 1385 در ساعت: 11:48
|+|

عشق من

 

می دونی چرا راه رفتن زیر بارون قشنگه ؟ آخه هیچ کس اشکهاتو نمی تونه ببینه !!!!

 

 

به کسي عشق بورز که لايق عشق باشه نه تشنه عشق ، چون تشنه عشق يک روز سيراب ميشه


نويسنده: مجتبی مورخ: یکشنبه هجدهم تیر 1385 در ساعت: 11:40
|+|

فروغ فرخ زاد

يه روزي يه تركه ميره به جنگل تا اونجا را ببينه. اما پس از مدتي قدم زدن با عصبانيت به خودش ميگه : مگه درختها ميگذارند آدم جنگل را ببيند

 

 

وقتي سينتو چنگ ميزنم وقتي رونتو گاز ميگيرم وقتي گردنتو ليس ميزنم اوه مرغ كنتاكي فراموشت نميكنم.

 

 

به يه تركه ميگن آياكسي درماه زندگي ميكند ميگه بله! ميگن چرا؟ميگه مگه نمي بيني هرشب لامپ هايش روشنه!

 

 

 تركه شاكي ميره ثبت‌احوال، ميگه: آقا اين اسم من خيلي ضايست، بايد حتماٌ عوضش كنم. كارمنده ازش ميپرسه، مگه اسمتون چيه؟ تركه ميگه: اصغرِ ان‌چهره! كارمنده ميگه: آره خوب حق داريد، بايد حتماً عوضش كنيد. حالا چه اسمي ميخوايد بگذاريد؟ تركه ميگه: اكبرِ ان‌چهره!

 

 

ريدن بچه پنج نوع است 1-درپنج سالگي ميرينه به اعصابت 2-درپانزده سالگي ميرينه به هيكلت3-در بيست سالگي ميرينه به پولت4-در بيست وپنج سالگي ميرينه به آبرت5-وقتي هم مردي ميرينه به روحت

 

 

خري گم كردم باباركاشي مي فرستم اس ام اس كه شايدان خرتوباشي

 

 

 

به يكي ميگن با بنزين جمله بساز مي گه خوش به حالتون كه سوار بنزين

 

 

گروه دي مسابقات جاجم جهاني 1-مكزيك 2-پرتغال 3-آنگولا 4-منگولا !!!

 

 

يه تركه گوشت مي خره بعد مي بره تو حياط كباب كنه بعد ميبينه يه گربه از اون بالا داره رد ميشه براي اينكه گربه رو گمراه كنه يه بابزن ورميداره ميگه: بلاليه بلال

 

 

يه تركه مي خواد خودكشي كنه بايه نون بربري مي ره ميخوابه روي ريل راه آهن بهش مي گند اينجا چرا خوابيدي ميگه مي خوام خودكشي كنم مي گند پس اين نون بربري چيه مي گه شايدتافرداقطارنيومد آن وقت چكاركنم از گرسنگي بميرم .

 

 

تركه وصيت ميكنه به پسرش ميگه من مردم يك ميليون خرجمكن پسره ميره يك ميليون خر جمع ميكنه

 

 

ميدوني جايزه نفر اول بانك ملت قزوين چيه؟كليد يه مهد كودك

 

 

روزي ماهيگيري يك ماهي گرفت.ماهي در دست او ان قدردست و
با زد كه ماهيگيرعصباني شدو را در اب انداخت وگفت:حالا ان قدر انجا بمان كه خفه شوي.

 

 

خلبان هواپيما ميگه مسافران محترم شنيديد ميگن پاريس رو ببين بعد بمير مسافران ميگن:بله خلبان ميگه خوب نگاه كنيد چون داريم سقوط ميكنيم

 

 

تركه كدو تنبل ميخره ,ميزارتش كلاس تقويتي !!!!!

 

 

ترکه ديش ماهوارشو می ذاره رو پشت بوم روش مينويسه کولر!!.

 

 

يه روز يه تركه داشته دنده عقب با ماشين از كوه مي رفته بالا بهش می گن چرا دنده عقب ميری مي گه اخه می ترسم بالا جا نباشه نتونم دور بزنم بعدا وقتی مي خواسته پايين بياد باز می بينن داره دنده عقب می ياد می گن الان چرا دنده عقب می يای می گه آخه بالای كوه جا بود تونستم دور بزنم.

 

 

 

+ نوشته شده توسط پانیز در يکشنبه هجدهم تير 1385 و ساعت 11:13 | نظر بدهید

متين ترين كلمه "عشق" است. جذاب ترين كلمه "آشنايي" است. پاكترين كلمه "وجدان" است. تلخترين كلمه "جدايي" است. زشترين كلمه "خيانت" است. سخت ترين كلمه "تنهايي"بد ترين كلمه "بي وفايي " است

 

 

نوشتم باران باران امد نوشتم تو اما..........تو رفتي

 

 

چشمهايم را لحظه اي برروي زندگي بستم وتو را براي هميشه از دست دادم

 

 

تو چه ساده در دلم جا گرفتي اما چه ساده هم خوذتو از من دريغ كرديساده بودي وعشق مرا هم ساده گرفتي خيلي ساده

 

 

نابينا به ماه گفت : دوستت دارم . ماه گفت : چه طوري ؟ تو که نمي بيني . نابينا گفت : چون نمي بينمت دوستت دارم . ماه گفت : چرا ؟ نابينا گفت : اگر مي ديدمت عاشق زيباييت مي شدم ولي حالا که نمي بينمت عاشق خودت هستم

 

 

در حسرت ديدار تو آواره ترينم هرچند كه تا منزل تو فاصله اي نيست / بيا ببينمت

+ نوشته شده توسط پانیز در جمعه شانزدهم تير 1385 و ساعت 18:34 | 3 نظر
وقتي  تاريکی  شبها  رو چشام  پا ميذاره

 نور  چشماي   قشنگت   توي  قلبم  ميزنه    

 

 وقتي سرماي زمستون توي رگهام ميزنه

 گرمي   دستاي   نازت  منو  آروم    ميکنه

 

وقتي  تلخي فراغت تو نگام  موج  ميزنه

شهد  بوسه   لبانت  رو   دلم  ساز   ميزنه

 

وقتي  کابوس  جدايي  رو  دلم خط  ميزنه

روي خواب خط ميکشم تا منو داغون نکنه

 

وقتي   لحظه   وصالت  داد   رفتن  ميزنه

ابر   چشماي  غريبم  تا  سحر  زار  ميزنه   

 

 وقتي  قصه  رسيدن  کج و ناخوانا ميشه

واژه هرگز نميخوام واسه من  خوانا ميشه

 

 وقتي رسم و عادت بدقوليهات تازه ميشه

انگار  چشمامو  مي بندم  دوباره باز ميشه

 

خوب  این  همه  گفتمو  گفتم  که می شه

ولي   انگار   ديگه    اين   کار  نمي  شه

 

+ نوشته شده توسط پانیز در شنبه دهم تير 1385 و ساعت 9:44 | نظر بدهید
+ نوشته شده توسط پانیز در شنبه دهم تير 1385 و ساعت 9:31 | نظر بدهید

 
 

نويسنده: مجتبی مورخ: یکشنبه هجدهم تیر 1385 در ساعت: 11:31
|+|

دتتنگی2
دلم تنگ است

   دلم مي سوزد از باغي که مي سوزد

                              نه ديداري نه بيداري

                                     نه دستي از سر ياري

                                          مرا آشفته مي دارد چنين آشفته بازاري

Heart Ornament                        - Click to Enlarge


نويسنده: مجتبی مورخ: شنبه سیزدهم خرداد 1385 در ساعت: 22:12
|+|

دلتنگی

دلم برات تنگه عزيز يادي نمي كني ز من

دارم ديوونه ميشمو نمي بيني نياز من

مي خوام ببينمت ولي فاصله از من تا خداست

خودم هزارو يك طرف همه حواسم به شماست

وقتي نميبينم تورو چشمامو واسه كي بخوام

نفس برام سمي ميشه هوارو واسه كي بخوام

انگار نه انگار كه دلي براي بودن تو بود

رفتي و بين آدما شدم يكي بودو نبود


نويسنده: مجتبی مورخ: شنبه سیزدهم خرداد 1385 در ساعت: 22:9
|+|

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

            


نويسنده: مجتبی مورخ: پنجشنبه هفدهم فروردین 1385 در ساعت: 21:10
|+|

دوباره دل هوس با تو بودن کرده

نگو این دل دوری عشقتو باور کرده

دل من خسته از این دست به دعاها بردن

همه ی آزوهام با رفتن تو مردن

حالا من یه آرزو دارم تو سینه

که دوباره چشم من تورو ببینه

واسه پیدا کردنت تن به دل صحرا میدم

آخه تو رنگ چشمهات هیبت دنیا رو دیدم

توی هفت آسمون تو تک ستاره ی منی

به خدا ناز دو چشمهاتو به دنیا نمیدم


نويسنده: مجتبی مورخ: پنجشنبه هفدهم فروردین 1385 در ساعت: 21:7
|+|

ستايش
 

من همیشه ترا ستایش می کنم 

 

من همیشه بهار را در چشمان تو می بینم

 

من همیشه از دوریت رنج می برم

 

من همیشه محو تما شا ی نگا هت  هستم

 

من همیشه مشتاق شنیدن صدایت هستم

 

من همیشه همجا فقط ترا می بینم

 

من همیشه در التهاب دیدارت می سوزم

 

من همیشه برایت بهترین ترانه ها را می سرایم

 

  اگه تو دنیا  قرار بود جای چیزی باشم

             دوست داشتم اشک تو باشم

               که توی چشمات متولد شم

                    رو پلکات جون بگیرم     

                        رو لبهاتم بمیرم  


نويسنده: مجتبی مورخ: پنجشنبه هفدهم فروردین 1385 در ساعت: 20:48
|+|

آخرشی
همه میدونن
همه میدونن

که چشات که چشات آخرشه

همه میدونن
همه میدونن


که چشات که چشات آخرشه



دور چشمات هزار تا پشت مهرشه
دور چشمات هزار تا پشت مهرشه

عمریه خرابتم
خراب اون نگاهتم
تو تهی مرامی و
اسیر اون مرام تم

همه میدونن
همه میدونن
که چشات که چشات آخرشه



تو دلبری آخرشی
چشات یه دنیا رازه
باسه من در بدره
نگاهت یه چاره سازه
وقتی نگاهت میکونم آب میشه دل تو سینه
آخه دلم عاشقته
بخوای نخوای همینه
با من بمون با من بمون
که این دل عاشقی شده باورش
با من بمون با من بمون
که من یه کم دیوونتم تا آخرش

آخرشی آخرشی
تو که یه مرامشی
بگو که تا آخر خط بهامی
آخرشی آخرشی
تو که یه مرامشی
بگو که تا آخر خط بهامی

همه میدونن همه میدونن همه میدونن........
که چشات که چشات آخرشه
همه میدونن همه میدونن
که چشات که چشات آخرشه



 


نويسنده: مجتبی مورخ: چهارشنبه نهم فروردین 1385 در ساعت: 22:5
|+|

درد دل
امشب برای اولین بار میخواهم درد دل کنم.

چی بگم از روزگار که با ما نمی سازه امیدوارم باشما بسازه الاهی.

یکمی بیشتر توضیح میدهم اگر میخواهید ازدواج کنید با خانوادهی وصلت کنید که بتونید

نامزدتان را که هر وقط میخواهید ببینید.

امروز انقدر پشت تلفون صحبت کردیم که ژارژ گوشی تمام شد.

 


نويسنده: مجتبی مورخ: چهارشنبه نهم فروردین 1385 در ساعت: 21:34
|+|

دوست دارم یه عالمه
دیگه تو چشمای من چیزی نمونده از نگات
نیستی تو این خونه نمی پیچه زنگ صدات
نفسم کم می یارم اسم تو تو لحضحات
حتی تو ذهنه من خالی یه جای خنده هات
دوست دارم یه عالمه
هرچی بگم بازم کمه

صدای خنده های تو برای من یه مرحمه
دوست دارم یه عالمه
دلم واسه تو می زنه

صدای دل نیشینه تو سکوت غم رو می شکنه

 دوست دارم یه عالمه
هرچی بگم بازم کمه

صدای خنده های تو برای من یه مرحمه
دوست دارم یه عالمه
دلم واسه تو می زنه

صدای دل نیشینه تو سکوت غم رو می شکنه
حالا از نبودنت چشمایی باغچه تر شده
رفتی یو این دله من انگاری در به در شده
بعد تو قناری هم بغض کرده کوشه قفص
اونم از رفتن تو انگاری با خبر شده
دوست دارم یه عالمه
هرچی بگم ازم کمه

صدای خنده های تو برای من یه مرحمه
دوست داره یه عالمه
دلم واسه تو می زنه

صدای دل نیشینه تو سکوت غم رو می شکنه

 دوست دارم یه عالمه
هرچی بگم بازم کمه

 


نويسنده: مجتبی مورخ: چهارشنبه نهم فروردین 1385 در ساعت: 21:11
|+|

توامشب گل نازی
توامشب گل نازی مثل غنچه بازی
برام لحظه به لحظه تو یک خاطره سازی
نازینترین دختری امشب از همیشه زیباتری امشب
رویایی ترین چشماروداری ازهرچی گل بهتری امشب
چشماموبروی هم میبندم به یک خواب طلا دل می بندم
یک لحظه میون خواب ورویا عاشق میشم مومیگم میخندم
توامشب گل نازی مثل غنچه بازی
برام لحظه به لحظه تو یک خاطره سازی
تو پیوندگل هایی مثل غنچه بازی
برام لحظه به لحظه تویک خاطره سازی
توپیوندگل هایی تولبخند گل هایی
تویی معرکه عشق پرازمهرووفایی
همه جابهاره گل سبزه زاره شب بی بودن شب انتظاره
این گل روی تو عطرگیسوی تو
بیا گل بریزم به سروروی تو
شب بی توبودن وای که سحرنمیشه
با یه دونه پرستو کوچ سفرنمیشه
توروبه جون چشمات نظربه زیرپادکن
شب به این قشنگی بی توبسرنمیشه شب شب ما نمیشه
توامشب گل نازی مثل غنچه بازی
برام لحظه به لحظه تو یک خاطره سازی
توپیوندگل هایی تولبخند گل هایی
تویی معرکه عشق پرازمهرووفایی




نويسنده: مجتبی مورخ: چهارشنبه نهم فروردین 1385 در ساعت: 20:55
|+|

من یک ویروسم.

یک شوخی بود.

 


نويسنده: مجتبی مورخ: چهارشنبه نهم فروردین 1385 در ساعت: 19:55
|+|

بی تو هرگز با تو عمری
بی تو هرگز نمی خوام به آرزوهام برسم
با تو عمری میتونم به هرچی میخوام میرسم


با تو جون میگیرم روی چشمام جاته
همه عشقه من رو دو تا چشمات جاشه

بی تو هرگز با تو عمری



راضی نشو به بودنم بدون که عاشقت منم بی تو میمیرم
ترکی

راضی نشو به بودنم بدون که عاشقت منم بی تو میمیرم


نمیدونی چی میکشم لز دست تو توی همه دقایقم
ببین هنوز به عشق تو عاشقمو همون آدم صادقم



بی تو هرگز با تو عمری

بی تو هرگز با تو عمری

بی تو هرگز با تو عمری

  LOVE  YOU        
          
     
                        



 


نويسنده: مجتبی مورخ: یکشنبه ششم فروردین 1385 در ساعت: 23:10
|+|

سفارشی
عشقی تو نبضم میزنی،مثل نفس یه خواهشی
تو خواسته ی قلب منی ، دوست دااااارم، سفارشی!

سفارشی عاشقتم(سفارشی) سفارشی خاطرخواتم
سفارشی حتی تو خواب (آآآآ) مثل سایه باهاتم (او یه)
سفارشی به خاطرت(سفارشی)بدیامو خوب میکنم
میشم یه بیقرار تو (آآآآ) ،دلو آشوب میکنم

سفارشی اگه بگی،جنگل و دریا میکنم
از دل کوه یه پنجره به آسمون وا می کنم
سفارشی هر جا باشی یاد تو مثل بارونه
دوست دارم سفارشی،خاطره هات فراوونه
دوست دارم سفارشی،خاطره هات فراوونه

سفارشی عاشقتم(اویه) سفارشی خاطرخواتم(سفارشی)
سفارشی حتی تو خواب ، مثل سایه باهاتم
سفارشی به خاطرت،بدیامو خوب میکنم
میشم یه بیقرار تو (آآآآ) ،دلو آشوب میکنم

عشقی تو نبضم میزنی،مثل نفس یه خواهشی
تو خواسته ی قلب منی ، دوست دااااارم، سفارشی!

سفارشی عاشقتم،سفارشی خاطرخواتم
سفارشی حتی تو خواب (آآآآ) مثل سایه باهاتم (او یه)
سفارشی به خاطرت،بدیامو خوب میکنم
میشم یه بیقرار تو (آآآآ) ،دلو آشوب میکنم


نويسنده: مجتبی مورخ: یکشنبه ششم فروردین 1385 در ساعت: 23:0
|+|

يادم مياد
امروز درست يک ساله و ده ماهه و دو روزه که نديدمت
به حرفي مونده تو دلم دلم ميخواد بگم بهت
که دوست دارم بهت بگم دوستت دارم
دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم
وقتي نگات يادم مياد
قشنگيات يادم مياد
يادم مياد گفتي بهم دلم ميگه شايد ديگه نبينمت
تا که منم بگم بهت امروز درست يک ساله و ده ماهه و دو روزه که نديدمت
تو قول دادي ديگه نياي تو خوابم
جا نذاري عکستو تو کتابم
من اما تو بيداري هم هر روز ميبينم خوابتو
هر روز تو اين يک ساله و ده ماهه و دو روزه که...

 


 


نويسنده: مجتبی مورخ: یکشنبه ششم فروردین 1385 در ساعت: 22:47
|+|

دنیا دیگه مث تو نداره
چشمامو رو هم میذارم و تورو بیادم میارم
دوباره دست تکون میدن اونا
تورو به هم نشون میدن اونا
کم میارم آخه تورو
تورو بیادم میارمو
دنیا دیگه مث تو نداره
نداره نه می تونه بیاره

دلا همه بیقراره عشقن
اما عشقه که واسه بی قراره
هیشکی مثل تو نمیتونه
نمیتونه قلبمو بخونه

بگو بگو کدوم خیابونه
که منو به تو میتونه برسونه؟
نه...
نداره دنیا مثل تو... مثل تو...
نداره دنیا مثل تو... مثل تو
...
دنیا دیگه مث تو نداره
نداره نه می تونه بیاره

دلا همه بیقراره عشقن
اما عشقه که واسه بی قراره

تقدیم به نامزد عزیزم می می جان

    

hhh


 



نويسنده: مجتبی مورخ: یکشنبه ششم فروردین 1385 در ساعت: 22:42
|+|

لکنت
اگه یه وقت بغض می کنم
یا که تبسم می کنم
می خوام بگم عاشقتم
دست و پام و گم می کنم

می خوام بگم جون منی
آتیش به جونم می گیره
می خوام بگم دوست دارم
اما زبونم می گیره

م_ من اگه نو نو رو دو دوباره نه نه نه نه نه نبینمت
می می میرم

م_ من اگه نو نو رو دو دوباره نه نه نه نه نه نبینمت
می می میرم

وقتی حرفام و می خوردم
داشتم از عشفت می مردم
وقتی لبهام و می دوختم
داشتم از عشقت میسوختم

م_ من اگه نو نو رو دو دوباره نه نه نه نه نه نبینمت
می می میرم

م_ من اگه نو نو رو دو دوباره نه نه نه نه نه نبینمت
می می میرم
وقتی بودم سرد و ساکت
داشت دلم می شد هلاکت
فکر میکردم تو تویی جفتم
سوختم و آبتو نگفتم
خواستم از چشمات نیفتم
خواستم از چشمات

م_ من اگه نو نو رو دو دوباره نه نه نه نه نه نبینمت
می می میرم

م_ من اگه نو نو رو دو دوباره نه نه نه نه نه نبینمت
می می میرم

م_ من اگه نو نو رو دو دوباره نه نه نه نه نه نبینمت
می می میرم



 


نويسنده: مجتبی مورخ: یکشنبه ششم فروردین 1385 در ساعت: 22:33
|+|

عیدت مبارک عزیزم
عیدت مبارک عزیزم.


نويسنده: مجتبی مورخ: یکشنبه ششم فروردین 1385 در ساعت: 22:26
|+|

بی تو
من و بغض یه غروب غم زده
تو و جاده و یه عمری فاصله
من دلم گرفته تو این لحظه ها
که نه تو هستی نه بارون میباره
چقدر به خاطرت گریه کنم
غروبا بدون تو تنها باشم
چقدر تو جاده ی فاصله ها
دنبالت بیام و پیدات نکنم
یادته روزایی که با هم بودیم
زیر بارون عشق و فریاد می زدیم
لحظه هامون پر بود از خاطره ها
حالا حتی خبر از هم نداریم
من دیگه طاقت دوری ندارم
آخه تا کی بدون تو بمونم
تو که بی وفا نبودی پس چرا
دنبالم نیومدی نمی دونم
شایدم رفتی و با یه کی دیگه
اونی که برات همش از عشق می گه
بی خیال من شدی اما بدون
یه روزی اونم قلبت و پس میده


نويسنده: مجتبی مورخ: جمعه بیست و ششم اسفند 1384 در ساعت: 18:45
|+|

کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
www.j28.biz & www.TakTemp.com & www.j28.ir

http://mohandes-computer

Military Time
12 Hour Time